Loading...

کودکان بزرگسالان آینده هستند

همین کودکان امروز بزرگسالان آینده می‌شوند٬ البته خیلی ساده بلکه با زحمت زیاد٬ فقط این رشد کردن است که خود به خود روی می‌دهد در حالی که برای رسیدن به بقیه هدف ها بچه ‌ها باید با تمام نیرو تلاش کنند.
کودکان بزرگسالان آینده هستند

والدین می بینند که کوچولوی دوست داشتنی آن ها تبدیل به یک نوجوان مشکل ساز٬ لجباز و حرف گوش نکن شده است. البته نباید تعجب کرد که نوجوانان تغییرات را در خودشان به خوبی احساس می‌کنند و اصلاً معنی آن را نمی فهمند. آن ها می بینند که بدنشان تغییر می‌کند٬ به حدی که دیگر خودشان را نمی‌شناسند.

نوجوانان در اثر ترشح هورمون های رشد و ورود به دوران بلوغ احساساتی پیدا می‌کنند که برایشان کاملاً ناشناخته و غریب است به علت ترشح همین هورمون ها است که اخلاق آن ها هم ثابت نیست؛ گاهی خوشحالند و گاهی عصبانی و افسرده و غیرقابل تحمل می شوند٬ و گاه گاه نوجوان از خودش می پرسد: که واقعاً او کیست؟

مشکلات دوران بلوغ

نوجوانان در سنین بلوغ با مشکلات جسمی فراوانی روبه رو هستند. ضمناً خانواده٬ مدرسه٬ دوست و رفیق هم از آن ها انتظارات زیادی دارند. گاهی نوجوان تصمیم می‌گیرد کمی از خانواده جدا شود و بیشتر با دوستانش زمان بگذراند٬ چون احساس می کند که ارزش های قدیمی خانوادگی را دیگر نمی تواند تحمل کند.

او مایل است که ارزش های جدیدی را بشناسد و جایگزین کند. علاوه بر تمام مشکلات٬ او در مرحله ای قرار گرفته که باید در مورد آینده خودش تصمیم بگیرد٬ که آیا با ادامه تحصیل دهد یا به دنبال آموزش حرفه‌ای باشد٬ یا اصلاً برای ادامه تحصیل به خارج از کشور سفر کند.

در مورد پسرها مسئله سربازی هم مطرح است. همین تصمیم‌گیری‌ها احتیاج به توانایی‌های بخصوصی دارد. اگر او در این مرحله مشکلاتش را حل کند و تصمیم های درستی بگیرد٬ در آینده تصمیم‌گیری برایش آسان تر می شود.

والدین در دوران بلوغ

در این شرایط تأیید خانواده اعتماد به نفس او را تقویت می‌کند و به استقلال اوکمک می‌کند و به جوان این قدرت را می‌دهد که خودش را باور کند و بتواند به عنوان یک فرد مستقل جایگاهی در جامعه داشته باشد. در این راه پر تلاطم٬ والدین می توانند با احترام و اعتماد به شخصیت و توانایی فرزندشان و با بردباری کمک مؤثری برای او باشند.

والدین باید به نوجوان اجازه دهند که با روش خودش جلو برود؛ این باعث می شود که او به خودش اعتماد بیشتری بیابد. والدین در چگونگی تحولات شخصیت فرزندشان و موفقیت و عدم موفقیت او در حل مشکلاتش تأثیر بسزایی دارند.

این به نحوه تعلیم و تربیت بستگی دارد که یک جوان می تواند مسئولیت کارهای خودش را بپذیرد یا سعی می کند از پذیرش مسئولیت شانه خالی کند.

چه دختر و چه پسر ممکن است برای فرار از این مسئولیت ها دچار بیماری شوند و یا به آغوش دختر یا پسری دیگر پناه ببرند٬ یا اینکه به سوی دارو یا مواد مخدر کشیده شوند که شرایط برایشان ظاهراً آسان‌تر شود.

والدین در جهت چگونگی محافظت فرزندشان در مقابل اعتیاد باید به او چگونگی حل مشکلات را بیاموزند و به او نشان دهند که چطور می‌تواند شرایط سخت زندگی را به نفع خود تغییر دهد. نوجوانانی که یاد می گیرند چگونه مشکلات را حل کنند٬ نیازی به فرار ندارند.

خصوصاً در جامعه پیچیده امروز که جوانان باید در فاصله کوتاهی تصمیمات اساسی و سازنده‌ای را بگیرند٬ و وظیفه والدین این است که با تمام احترام و اعتمادی که به فرزندشان دارند٬ نظر خود را روشن و واضح بگویند. البته بسیاری از جوانان در مقابل نظر والدین مقاومت می‌کنند و طوری نشان می‌دهند که نظر آن ها برایشان مهم نیست٬ ولی دانستن نظر والدین مثل چراغی است که راه را برای آن ها روشن می‌کند.

هیجانات نوجوانی

تاکنون در مورد نوجوانان نوشتیم که مشکل دارند. اما حتی نوجوانان هم که بر همه برنامه‌های زندگی شان بدون استرس و نگرانی پیش می‌رود٬ به دنبال هیجان هستند؛ آن ها زندگی را خسته کننده و یکنواخت می یابند. وقتی مشکل نوجوان این است که مشکلی ندارد٬ در این حالت او احتیاج به تصمیم‌گیری ندارد٬ زیرا اتفاقی نمی‌افتد و همه زندگی او روی برنامه پیش می‌رود.

در این حالت والدین برای محافظت این نوجوان دختر یا پسر از اعتیاد باید شرایطی را فراهم کنند که او تجربیات واقعی و هیجان انگیزی به دست بیاورد٬ باید به نوجوان مسئولیت‌هایی مناسب سنش داده شود تا وادار به تصمیم‌گیری شود..